پارادایم عدالت‌محور در آموزش تاریخ
کد مقاله : 1032-6THAHCONF (R1)
نویسندگان
مهدی آذرخشی ریحانی *
دبیر آموزش و پرورش
چکیده مقاله
آموزش تاریخ در عصر حاضر با این پرسش بنیادین روبرو است که چگونه می‌تواند در جهانی سراسر خاطره از ستم‌های گذشته، به پرورش انسان‌هایی مسئول، منتقد، مطالبه گر و عدالت‌خواه بینجامد. پارادایم‌های سنتی آموزش تاریخ، که غالباً بر محور روایت رسمی قدرت می‌چرخند، از پاسخگویی به این ضرورت اخلاقی ناتوان بوده‌اند. این مقاله با پذیرش این چالش، در پی تبیین مبانی نظری و شاخص‌های عملی «پارادایم عدالت‌محور» به عنوان جایگزین راهگشا است. با اتکا به چارچوب‌های نظری پداگوژی انتقادی، تاریخ از پایین، و مطالعات پسااستعماری، استدلال می‌شود که عدالت در این پارادایم، صرفاً به شمولیت گروه‌های محذوف در محتوا محدود نبوده و مستلزم بازتعریف رادیکال ماهیت «دانش تاریخی»، «روش تدریس» و «غایت» این رشته است. شاخص‌های کلیدی این پارادایم، که در مقاله به تفصیل بررسی می‌شوند، شامل چندصدایی، تمرکز نظام‌مند بر تجارب حاشیه‌نشینان تاریخ، نقد روابط قدرت نهفته در روایت‌های مسلط، و پرورش «سواد تاریخی انتقادی» در راستای مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. آموزش تاریخ عدالت‌محور، دانش‌آموز را از مصرف‌کننده منفعل روایت رسمی به کنشگر فعال در عرصه معناسازی تاریخی تبدیل می‌کند. این تحول، سه بعد دارد: شناختی، عاطفی و عملی.
در نهایت، مقاله با ترسیم دلالت‌های عملی این چارچوب، نشان می‌دهد که پارادایم عدالت‌محور چگونه می‌تواند مبنای بازنگری در اهداف برنامه درسی، طراحی منابع آموزشی و روش‌های ارزشیابی قرار گیرد تا آموزش تاریخ را به پروژه‌ای زنده و دگرگون‌ساز برای ساختن آینده‌ای عادلانه‌تر بدل کند.
کلیدواژه ها
پارادایم عدالت‌محور، آموزش تاریخ، تاریخ از پایین، پداگوژی انتقادی.
وضعیت: پذیرفته شده