مدارس دارالفنون و رشدیه: دو نظام درسی متفاوت در شاگردپروری برای نوسازی ایران
کد مقاله : 1131-6THAHCONF (R1)
نویسندگان
عباس زنگنه *، علی اصغر نظری بوانلو
دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی(امور تربیتی). دانشگاه فرهنگیان. پردیس شهید بهشتی، مشهد، ایران.
چکیده مقاله
در سنت آموزشی و نظام‌های درسی ایران، به‌ویژه در محیط‌های علمیه، «آموزش» و «پرورش» برای شاگرد دو جنبهٔ جدایی‌ناپذیر یک فرآیند واحد اند؛ این رویکردِ هم‌آمیخته، که ریشه در سیرهٔ ائمهٔ معصومین علیهم السلام و عمل فقهای ایرانی دارد. در نظام‌های درسیِ مطلوب، «شاگردپروری» هستهٔ اصلی برنامه‌ریزی آموزشی است و مأموریت استاد را از صرّف انتقال دانش، به پرورشِ نخبگانی متعهد و توانمند تغییر می‌دهد. همان‌گونه که مقام معظم رهبری تأکید می‌فرمایند، اعتبار علمی استاد در چنین نظامی، نه به حجم تدریس، بلکه به کیفیت حضور تربیتی‌اش و تأثیرش در شکل‌گیری شاگردان برجسته گره خورده است؛ در ادامه، بازنگری در خصوص «شاگردپروری» در دورهٔ قاجار نشان‌دهندهٔ بحران عمیق نظام آموزشی سنتی است. در این پژوهش، از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است؛ به‌گونه‌ای که با مطالعهٔ متون، منابع موجود و فیش‌برداری از مطالب مرتبط، داده‌های مورد نیاز گردآوری شده‌اند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در عصر قاجار، دو رویکرد بنیادین و متمایز در پرورش شاگرد شکل گرفت که هر یک در مسیر نوسازی ایران نقشی خاص و تأثیرگذار ایفا کردند. با در نظر گرفتن جهت گیری نوسازانه این دو نظام درسی در آموزش این چنین استنتاج شد؛ دو الگوی شاگردپروری در عصر قاجار، یکی تخصصی_نظامی و نخبه‌گرا (دارالفنون)، و دیگری عمومی_معنوی و شهروند‌محور (رشدیه)؛ هرچند در ساختار، هدف و مخاطب با یکدیگر تفاوت اساسی داشتند، اما در تعاملی دیالکتیکی، سهمی کلیدی در شکل‌گیری فرآیند نوسازی ایران ایفا کردند. .
کلیدواژه ها
دارالفنون، رشدیه، شاگردپروری، نوسازی ایران، جهت گیری نوسازانه، قاجار.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر