بازتولیدحافظه ملّی از رهگذر آموزش تاریخ تطبیقی (مقایسه موردی تاریخ سیاسی ایران باستان و ایران اسلامی)
کد مقاله : 1206-6THAHCONF
نویسندگان
مسعود کریمی بیرانوند *
هیئت علمی
چکیده مقاله
این مقاله با هدف بررسی امکان استفاده از آموزش تاریخ تطبیقی به‌عنوان راهکاری برای شکل‌دهی به حافظه جمعی ملّت ایران و پیشگیری از شکاف هویتی، به مقایسه عناصر سیاسی ایران باستان و ایران اسلامی می‌پردازد. مسئله اصلی، دوپاره‌سازی آموزشی تاریخ ایران به دو دوره مجزای پیش و پس از اسلام است که می‌تواند به تقابل‌های هویتی و قطبی‌شدن جامعه بینجامد. نویسنده با اتخاذ چارچوب نظری «حافظه جمعی» (هالبواکس) و «حافظه فرهنگی» (آسمن)، استدلال می‌کند که نظام آموزشی با ارائه روایتی پیوسته و تطبیقی از تاریخ، می‌تواند در ساخت هویت ملی-مذهبی یکپارچه نقش محوری ایفا کند.
روش تحقیق، مقایسه تاریخی است و مؤلفه‌های حکمرانی در دو دوره به‌صورت موردی مقایسه می‌شوند. یافته‌ها در محورهای اهداف حکومت، مشروعیت، فضیلت، نظم و سازوکارهای نظارتی نشان می‌دهند که علیرغم تفاوت‌هایی در مبانی (مانند ثنویت در برابر توحید)، وجوه اشتراک کاربردی قابل‌تأملی (مانند تأکید بر عدالت، اخلاق‌مداری حاکم و لزوم نظم اجتماعی) وجود دارد. این مشترکات، امکان ارائه روایتی پیوسته را فراهم می‌سازد.
نتیجه‌گیری کلی مقاله تأکید دارد که آموزش تطبیقی، با به نمایش گذاشتن تداوم‌ها و تحول‌ها، از یکسو تفکر انتقادی را تقویت کرده و از سوی دیگر با خلق حافظه‌ای جمعی یکپارچه، به وحدت ملی و انسجام هویتی کمک می‌کند. این پژوهش لزوم بازنگری در متون درسی تاریخ را برای پرورش ذهنیت‌های تک‌بعدی و تقابلی گوشزد می‌نماید.
کلیدواژه ها
آموزش، تاریخ تطبیقی، حافظه ملّی، ایران باستان، حکومت اسلامی
وضعیت: پذیرفته شده