تحول پارادایمی در آموزش تاریخ ایران (1400-1320): از هویت ‌سازی تا تفکر انتقادی در عصر هوش مصنوعی
کد مقاله : 1245-6THAHCONF
نویسندگان
مهدی جیریائی *1، اکبر صبوری2
1عضو هیلت علمی دانشگاه فرهنگیان البرز- پردیس حکیم فردوسی.
2عضو هیلت علمی دانشگاه فرهنگیان البرز- پردیس حکیم فردوسی
چکیده مقاله
چکیده: تدریس تاریخ در ایران (۱32۰-۱40۰) همواره محملی برای انتقال هویت و بازتابی از تحولات فکری، سیاسی و تربیتی بوده است. این پژوهش با اتخاذ رویکردی تاریخی-تحولی، به دنبال ترسیم مسیر دگرگونی پارادایم های حاکم و ارائه راهکارهای روش‌ شناختی برای غلبه بر چالش‌های اجرایی است؛ بر این اساس، پرسش بنیادین پژوهش آن است که مسیر تحول پارادایمی و راهکارهای نوین برای مواجهه با چالش های نوظهور، به‌ ویژه هوش مصنوعی، کدام‌اند؟ این مطالعه که از نوع مروری-سنتز تحلیلی است، با بهره‌گیری از تحلیل محتوای کیفی و قیاسی-استقرایی در ادبیات پژوهشی و تجارب زیسته معلمان، نشان می‌دهد که اهداف آموزش تاریخ از «هویت ملی حماسی» به سوی ضرورت‌ های معاصر نظیر «تاریخ صلح» و «تقویت تفکر انتقادی و فراشناختی» حرکت کرده است. با این حال، گسستی جدی میان آرمان های نظری و واقعیت های اجرایی (نظیر حجم زیاد محتوا و غلبه روش سخنرانی) مشهود است. در این میان، هوش مصنوعی با ارائه روایت های الگوریتمی و تقلیل‌گرا، حافظه فرهنگی را تهدید کرده و ضرورت بازنگری در نقش معلم را دو چندان می‌کند. راهکار برون ‌رفت از این وضعیت، تکیه بر روش‌های فعال بومی‌ سازی شده همچون مباحثه ‌محوری، نقشه های مفهومی و یادگیری معکوس پیشنهاد می‌شود تا جایگاه معلم از انتقال ‌دهنده صرف، به منتقد روایت‌ ها و تسهیل‌گر تفکر چند صدایی ارتقا یابد.
کلیدواژه ها
واژگان کلیدی: آموزش تاریخ، تفکر انتقادی، هوش مصنوعی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر