| نقش مصحح بهعنوان تاریخنگار ادبی مطالعۀ موردی: تصحیح شاهنامۀ فردوسی |
| کد مقاله : 1266-6THAHCONF |
| نویسندگان |
|
پدرام کاشانی بیرگانی * دانشگاه شهرکرد |
| چکیده مقاله |
| تصحیح متون کلاسیک فارسی، فراتر از کوششی صرفاً فنی برای بازسازی نسخۀ اصلی، کنشی تاریخنگارانه است که میتواند جایگاه یک اثر یا نویسنده را در تاریخ ادبیات دگرگون سازد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مطالعۀ موردی تصحیحات شاهنامۀ فردوسی، بهویژه تصحیح انتقادی جلال خالقیمطلق، به بررسی نقش مصحح بهعنوان تاریخنگار ادبی میپردازد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تصحیح خالقیمطلق نهتنها متن شاهنامه را از تحریفات تاریخی پالود، بلکه با احیای ابیات اصیل، بازتعریف ساختار روایی و اثبات انسجام هنری اثر، تصویری نوین از فردوسی بهعنوان هنرمندی آگاه و صاحبسبک ارائه کرد. این تصحیح، فردوسی را از مقام «راوی اساطیر ملی» به جایگاه «معمار زبان و هویت ایرانی» ارتقا داد و نشان داد که چگونه یک تصحیح معتبر میتواند سلسلهمراتب ادبی را بازتعریف کند. همچنین، مقایسۀ تصحیحات مختلف شاهنامه (ژول مول، مسکو، خالقیمطلق) نشاندهندۀ تأثیر پیشفرضهای نظری مصححان بر برداشت نهایی از متن است. نتیجۀ این پژوهش تأکید میکند که مصحح، چه بخواهد و چه نخواهد، در مقام تاریخنگار ادبی عمل میکند و تصمیمات او در گزینش ضبطها، تعیین ابیات الحاقی و ترتیب متن، مستقیماً بر درک ما از میراث ادبی تأثیر میگذارد |
| کلیدواژه ها |
| کلیدواژهها: تاریخنگاری ادبی، تصحیح انتقادی، شاهنامه فردوسی، خالقیمطلق |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی |